چهارشنبه ۳ ژوئن ۲۰۰۹

لبخند



لبخند زرد ، لبخند سرخ
عشق های کثیف و جامه پاره
بر گونه های تو
و تنها سفیدناکی سنگ قبرت بر جای مانده
از نام دروغین صدها
همبستر خیالی.

لبخند خاکستری ، لبخند بنفش
و کورسوی هزاران
خورشید
در روزهای خستگی.

لبخند اعتراف ، لبخند انتقام!
در کشاکش هولناک صدها محکمه ی هر روز.

لبخند آزادی ، لبخند تیرباران
در سپیده دم هر دادگاه صحرایی.

لبخند من ، لبخند تو_.

3 نظرات:

ناشناس گفت...

همه ی ما به یک مرگ بدهکاریم!

سورنا گفت...

آه رفيق...اومدم بخونم سرم از خستگي گيج رفت. همين الان كامنتت رو ديدم. خيلي كم آن مي شم. بهم فرصت بده هم جوابت رو كامل بدم و هم تمام شعرهاي اين چند وقتت رو بخونم...اين روزا خيلي خسته ام...خيلي
معذرت

خاطر گفت...

سلام گرامی
اتفاقی رد شدم و از کاراتون استفاده کردم و لذت بردم
زیبا می نویسید
سربلند باشی و سبز

به من هم سری بزن خوشحال میشم

ارادتمند ...[گل]