ای درد
باز زیبایی تو رسوخ کرده در تمام رگهایم - راحتم نمی گذارد
و لبخندت! ایستاده به قامت برف
خاطره خاطره
پاره پاره می کند،
آرزوهایم را.
تنها پلک می بندم من
بر رخسار درد زیبایم
که خاطره هایش، همه آرزوهایم هستند-.
و از درد می خندم..
دهانت را می بویند، مبادا گفته باشی دوستت دارم...
۲ نظر:
بدون رنج کشیدن
نمی توان زیبایی درد را فهمید...
hame va hame ye jaryane zehnist. fekr mikonam khodet be khubi javabe khodet ro dadi!
mani kardan bazi chizhaa az ohdeye man khareje...
ارسال یک نظر